[spoiler]

پلاگین

[/spoiler] نکته ها از سوئد- قسمت بیست و دوم - زیر آسمان سوئد
X
تبلیغات
رایتل
چهارشنبه 22 آذر‌ماه سال 1391 @ 00:00

نکته ها از سوئد- قسمت بیست و دوم

زیر آسمان سوئد: نکته ها از سوئد بخشی نیست که نکات درون آن برای شمایی که در سوئد یا اروپا زندگی می کنید، خیلی نو و تازه باشد و شاید در زندگی روزمره خود بسیار با آنها روبرو شده اید و از کنار آن با بی تفاوتی عبور کرده اید اما با نوشتن این نکات در اینجا و درج آنها برای خود و دیگران و افرادی که بعدها به اینجا سر می زنند،شاید مکانی برای یادآوری هرچند وقت یکبار آنها فراهم شود.به همین خاطر،باز هم از تفاوت ها و نکاتی می نویسیم که شاید روزی به درد ما بخورد و به کار همه ی ما بیاید.با ما در ادامه ی مطلب همراه شوید.

* اگر در ایران زندگی کرده باشید و سپس به اروپا و مخصوصا به کشورهای اسکاندیناوی پا نهاده باشید،حتما متوجه این تفاوت شده اید که بطور مثال شما وقتی در ایران به یک بانک مراجعه می کنید،رفتار متصدی بانک در برابر شما کاملا با رفتار متصدیان بانکها در سوئد کاملا متفاوت است.بطور مثال، اگر از متصدی بانک که در بیشتر موارد صندوقدار بانک است بپرسید که می خواهید حساب پس اندازی باز کنید،راهنمایی های لازم همراه با دفترچه راهنما داده خواهد شد اما هیچگاه نباید از وی پرسش هایی بپرسید که ارتباطی با حوزه کاری وی ندارد هرچند از نگاه شما بعنوان مشتری جدید بانک ارائه راهنمایی هایی در مورد سایر خدمات بانکی مثل شرایط سود بانکی یا شرایط و نرخ خدمات وام بانکی و سایر موارد مشابه یک چیز عادی در ایران است و عموما صرفنظر از فرد متصدی در بانک حتی مشتریان بانکی که در کنار شما در صف نوبت بانک هم هستند می توانند به شما راهنمایی های لازم را بکنند که چه کاری بکنید بهتر است و کدام بانک بهره یا نرخ خدمات بهتری دارد و غیره... گرچه در برخی موارد هم در ایران دیده می شود که اینگونه راهنمایی ها از سوی افراد غیرمتخصص و ناآشنا منجر به پیچیدگی کار و یا مشکلات مضاعف می شود اما به هر صورت انتظار راهنمایی یا داشتن پیشنهاد از سوی دیگران در خون ماست.در سوئد سیستم بانکها و عموما تمامی خدمات اداری در کشور سیستماتیک و منظم است و انسانها در خدمت سیستم و نظم و قوانین موجود هستند و پیروی مو به مو از قوانین جزو شرح وظایف روزانه آنهاست. مزایای چنین ساز و کاری این است که خدمات به بهترین شکل و در کمترین زمان و به منظم ترین شکل ممکن به مشتریان ارائه می شود و در واقع پیروی از قوانین امکان سوءاستفاده یا پایمال شدن حقوق افراد را از بین می برد.همچنین افراد گمارده شده در پستهای خود به شکل کاملا حرفه ای به وظیفه ای که به آنها محول شده است دقیقا می پردازند و آن را به بهترین شکل ممکن انجام می دهند و دیگر کاری با وظایف دیگران ندارند چون هر فردی در چیزی که تخصص آن را دارد و درس آن را خوانده است اظهار نظر می کند. این درست خلاف آن چیزی است که در ایران اتفاق می افتد یعنی صندوقدار یک بانک هم در حال شمارش پول است،هم بطور کاملا همزمان به تلفن های بی ارتباط به حوزه کاری وی پاسخ می دهد و هم به مشتریان دیگر خدماتی ارائه می کند که قانونا در شرح وظایف وی دیده نشده است.این داستان همان یادآوری خطی بودن محور زمان در انجام کارها در سوئد و دایره ای بودن محور زمان در ایران و سایر کشورهایی با سیستم مشابه برای ترتیب انجام کارها می باشد.

اما معایب این ساز و کار کارآمد و منظم در این است که به تدریج از انسانهای درون آن یک ربات یا یک ماشین می سازد که در پاسخ به نیازهای مشتریان یا مراجعه کنندگان شان خدمات و پاسخ های تکراری و گاه آزاردهنده می دهند.بطور مثال،اگر در سوئد زندگی می کنید حتما تابحال متوجه شده اید که یک کارمند بانک تا چه اندازه از حیطه ی فعالیت های دیگر بانک محل کار خود یا حتی حوزه فعالیت های همکار کناری وی بی اطلاع است و در نتیجه زمانی که انتظار راهنمایی یا پیشنهاد بهتر از سوی کارمند بانک را دارید با بی اطلاعی یا بی تفاوتی وی مواجه خواهید شد.در ایران،هر کارمندی می داند که همکار وی ،چه خدماتی در بانک ارائه می کند،حتی چقدر حقوق می گیرد،چه سوابقی دارد،چه خانواده ای دارد تا خصوصی ترین امور مربوط به یک فرد.بنابراین،صرفنظر از اینکه آنچه در ایران یا در سوئد می گذرد تا چه اندازه خوب یا بد است و تا چه اندازه تجاوز به حریم خصوصی افراد نامیده می شود و تا چه اندازه به نفع مشتریان بانک تمام خواهد شد،هر فردی بهتر است پیش از هرگونه پیش داروی در مورد این سازو کارها در کشور جدیدی که به آن پا نهاده است،در درجه ی نخست متوجه اختلاف های موجود در دو سیستم باشد.با این همه و با توجه به اختلاف هایی که در بالا به آنها اشاره شد، این یک امر کاملا طبیعی است که در سوئد و در مواجهه با یک کارمند بانک در یک پست کاری یا در مواجهه با یک متصدی فروش پوشاک در یک فروشگاه و یا در مواجهه با یک افسر پرونده در یک سازمان اداری خدمات و راهنمایی های کاملا مشابه هم دریافت کنید اما در زمانی دیگر و در مواجهه با کارمندی دیگر کیفیت خدمات یا شرایط پرونده شما کاملا متقاوت از قبل باشد.

در ضمن، یک تفاوت اساسی هم بین ساز و کار بانکها در ایران و سوئد وجود دارد و آنهم این است که بانکها در سوئد همانند ایران بنگاههای مالی برای تجارت مردم عادی نیستند که با پس انداز پول در آنها بانکها به خودی خود به یک موسسه تجاری تبدیل شوند و در چرخه ی اقتصادی کشور مشارکت و تاثیر آنچنانی داشته باشند.بانکها در سوئد و اصولا در اروپا موسسات مالی  ای هستند که از بودجه آنها عمدتا برای تامین اعتبار پروژه های اقتصادی و عمرانی کشور استفاده می شود و اساسا بر خلاف ایران بانکها مکانی برای سرمایه گذاری کلان مردم عادی محسوب نمی شوند که در نهایت منجر به مشکلاتی از قبیل افزایش نقدینگی و رشد سود بانکی و  تورم در کشور شود.

*همانگونه که می دانید سوئدی ها و بطور کل مردمان کشورهای اسکاندیناوی و نوردیک،انسانهای بسیار محتاط و محافظه کاری هستند.این محافظه کاری و احتیاط پیش از انجام یک کار یا گفتن یک حرف را در بسیاری از زمینه های زندگی شان می توان مشاهده نمود.بطور مثال، اگر شما از روی ناآگاهی کار اشتباهی کرده باشید یا حرف اشتباهی را زده باشید تقریبا محال است رو در رو شما به شما بگویند و شما را به اصطلاح تصحیح نمایند. ممکن است خیلی دیرتر در فرصتی دیگر و به صورت غیرمستقیم در خلال حرفها یا انجام همان کار به شما گفته شود که کار یا حرف درست کدام بوده است.اساسا،دادن فیدبک و انرژی منفی در لحظه امر خوشایندی در فرهنگ سوئدی ها محسوب نمی شود.بنابراین،باید همیشه این دقت را داشت که پیش از هر سخنی یا پیش از انجام هر کاری کمی در مورد آن تامل کرد و به قول معروف حرف را مزه مزه کرد و گفت و یا در مورد انجام دادن یا ندادن یک کار کمی پیش از آن تحقیق یا تامل نمود.البته برخی اوقات هم به قول معروف شورش درمی آید.مثلا فرض کنید در رستورانی رودرروی  دوست سوئدی خود نشسته اید و در نتیجه ی خوردن غذا مقداری نان یا کمی خورده ی غذا روی لب و دهانتان بجا مانده است.اصلا بعید نیست که این نکته توسط دوست سوئدی تان به شما گفته نشود.بنابراین،اگر بعدا خودتان متوجه این امر شدید اصلا تعجب نکنید.سوئدی ها با این فرهنگ بزرگ می شوند که تا جایی که ممکن است به کار کسی کار نداشته باشند و حریم خصوصی افراد را محترم بشمارند.گرچه برخی اوقات همانند فعالیت های افراطی ای که برای دفاع از حقوق برابر زن و مرد در سوئد و برابرسازی هر چه بیشتر آنها انجام می شود،راه به کل به بیراهه می رود و موجب سردی روابط انسانها می شود.

* سوئدی ها به انجام کارها بصورت گروهی و دسته جمعی عادت دارند و آن را رمز پیشرفت شان در کارها می دانند.تا جایی که ممکن است تلاش کنید که در محیط کار یا در محیط درس و مدرسه تان کاری را بصورت انفرادی انجام ندهید و همیشه با دیگران مشورت کنید و نام آنها را در کنار نام خود داشته باشید.کار گروهی بصورت کلی نتیجه بهتری دارد چون در آن همه ی نظرات و پیشنهادات اعضای گروه با سوابق مختلف علمی یا تجربی اعضای گروه در نظر گرفته می شود. همچنین در صورتی که نتیجه ی کار شما به هر دلیلی ناخوشایند باشد، عواقب آن در کار گروهی متوجه تمامی اعضای گروه خواهد بود نه یک نفر.اگر هم موفقیتی در راه باشد باز هم شامل حال همه خواهد شد و این مساله یک نکته مثبت در کارنامه شما در زمان اقدام برای یافتن کار خواهد بود.اگر در حال حاضر در جایی در سوئد مشغول به کار یا تحصیل هستید،یک نکته دیگر را هم از یاد نبرید.در نامه نگاری های خود که عموما بصورت ایمیل است تلاش کنید تا جای ممکن از کلمه "من" استفاده نکنید و بجای آن اگر بطور مثال کاری را می خواهید انجام دهید یا اگر کاری را انجام داده اید و قصد گزارش آن را دارید از ضمیر "ما" استفاده کنید یا تا جای ممکن از جملات نقل قولی یا جملات غیر مستقیم و مجهولی استفاده کنید.بطور مثال، ممکن است در برخی موارد و بسته به شرایط موجود که خودتان بهتر از هر کسی می دانید،به جای جمله ی I have done بهتر باشد از جمله ی We have done یا It has been done استفاده کنید که بازخورد بهتری داشته باشد.

 نگارش،تهیه و تنظیم: علی مهدی پور


*درصورتی که قصد لینک این صفحه را دارید،از نوار تولبار بالای صفحه به کل مطلب لینک کنید.لطفا مطالب را بدون ذکر منبع در جایی کپی نکنید.هرکدام از ما با رعایت حقوق نویسنده می توانیم به غنای فرهنگ کپی رایت در ایران کمک کنیم.

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد

تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به زیر آسمان سوئد می باشد