[spoiler]

پلاگین

[/spoiler] نقدی بر مستندهای یک فیلمساز ایرانی در سوئد - زیر آسمان سوئد
X
تبلیغات
رایتل
یکشنبه 12 آبان‌ماه سال 1392 @ 10:33

نقدی بر مستندهای یک فیلمساز ایرانی در سوئد


عکسی از فیلم "روسپیگری در پشت حجاب" ساخته Nahid Persson


زیر آسمان سوئد:
این روزها بازپخش مستندهای بحث برانگیز یک فیلمساز ایرانی به نام خانم "ناهید پرشون سروستانی" در شبکه های تلویزیونی سوئد،در محافل و رسانه های فارسی زبان در دنیا و بوِیژه در بین ایرانیان داخل سوئد با واکنش های منفی و جنجالی زیادی مواجه شده است.منتقدین فیلمهای خانم پرشون معتقد هستند که فیلمهای وی با هدف سیاه نمایی مطلق از جامعه ایرانی تهیه شده و تصویری درست و حقیقی را از جامعه و فرهنگ ایرانی نشان نمی دهند.
البته همه می دانیم که مستندسازی از واقعیت های تلخ اجتماعی داخل ایران پدیده تازه ای نیست.در سالهای اخیر،بسیاری از اینگونه مستندها توسط سایر فیلمسازان ایرانی در جشنواره های مختلف بین المللی شرکت کرده اند و حتی جوایز مطرح سینمایی را هم از آن خود کرده اند و اینگونه با واکنش های منفی مردم مواجه نشده اند اما اینکه از این بین چرا مستندهای خانم پرشون مستثنی شده اند بحثی ست که در ادامه به دلایل و ریشه های آن خواهیم پرداخت.

اما خانم "ناهید پرشون":
من به عنوان یک انسان برای شخصیت هنری یک فیلمساز احترام زیادی قائل هستم چون معتقدم هنر یک فیلمساز در خدمت مردم و برای مردم است و فیلمهای وی در واقع گوشه هایی از زندگی واقعی مردم و احساسات و دردهای مشترک آنهاست.این رسالت هنری یک فیلمساز است که آنچه را درجامعه پیرامون خود می بیند و فکر می کند که می تواند آن را به تصویر بکشد را در قالب یک فیلم یا مستند به مخاطبان خود ارائه کند و مخاطبان هم با توجه به سطح شعور و آگاهی خود با برداشت های متفاوت از یک اثر هنری نظرات گوناگون موافق یا مخالف یکدیگر هم داشته باشند.تا اینجای کار جای هیچ بحثی نیست.

برای بسیاری از مخاطبان حتی اینکه خود شخص فیلمساز چه گرایش های سیاسی را هم دنبال می کند،آنقدر مهم نیست که نتیجه ی کار او و پیام نهایی ای که در اثر هنری وی دیده و شنیده می شود مهم است.نمونه هایی از این دست در گذشته بسیار بوده اند.بنابراین،اینکه شما طرفدار حزب راست یا چپ یا کمونیست یا آزادیخواه هستید به خودتان ارتباط دارد اما فیلم و اثر هنری شما متعلق به مردم است و مردم حق دارند درباره ی آن نظر بدهند و آن را نقد کنند.تا اینجای کار هم گمان نمی کنم حرفی مخالف حق آزادی اندیشه و بیان گفته شده باشد.


بحث بصورت عمده بر روی دو فیلم شماست که اخیرا از تلویزیون سراسری سوئد بازپخش شده است.فیلم "چهارهمسر و یک شوهر" که به مساله چندهمسری می‌پردازد و فیلم " روسپی‌گری در پشت حجاب" که داستان تلخ دو زن خودفروش و معتاد در ایران را نشان می‌دهد.نشان دادن اینکه در کشوری به نام ایران پدیده "چند همسری" هنوز وجود دارد و برخی از خانواده های ایرانی با آن درگیر هستند بسیار سوژه خوبیست و هیچ کسی آن را انکار نمی کند.اتفاقا مخاطب آگاه از اینکه این موضوع به تصویر کشیده شود،بسیار خشنود هم می شود اما به نظر بنده و البته همچنین از نگاه بسیاری از منتقدین،شما بعنوان یک فیلمساز می توانستید و در واقع این توانایی و قدرت اختیار را داشتید که سوژه ی دیگری را که عمومی تر و مناسب تر برای نمایش بویژه در خارج از کشور بود را انتخاب کنید نه موضوعی در روستایی در استان فارس که از عمومیت و فراوانی کمتری در سطح کشور برخوردار است.

اینکه شما در دفاع از این نقد در مصاحبه ی اینجا می گویید که مخاطب شما در کشور سوئد مخاطب آگاه و باشعوری ست و خودش می تواند این را تشخیص بدهد که این یک فیلم یا یک نمونه است و به خودی خود نمی تواند قابل تعمیم به همه ی مردان یا خانواده های ایرانی باشد،برای بنده به هیچ وجه قابل قبول نیست.چه کسی گفته است که تمامی مخاطبان سوئدی شما افرادی جهان دیده و آگاه و هوشمند هستند که خیلی راحت قادر به هضم مساله و یا تفکیک اقلیت و اکثریت مردم ایران در بحث فرهنگی هستند؟ چگونه می توانید این ادعا را کنید در حالی که می دانید افرادی که این فیلم یا مستند را می بینند از تمامی اقشار جامعه سوئد در هر سنی و با هر سطح تحصیلاتی هستند.شما برای "مخاطب خاص" فیلم نساخته اید که این انتظار را دارید که البته حتی در آنصورت هم باز هم بسیار انتظار غیرمعقولیست.شما برای "مخاطب عام" فیلم ساخته اید.یعنی افرادی که هم سوئدی هستند،هم مهاجر و خارجی هستند،هم جوان هستند،هم پیر هستند،هم روشنفکر و تحصیلکرده هستند و هم سواد آنچنانی ندارند و تنها با چشم شان باور می کنند.

حرف شما کاملا مثل این است که بنده بعنوان یک فیلمساز بیایم در سوئد و از وضعیت خانوادگی از هم پاشیده شده یا آشفته و عجیب و غریب یک خانواده سوئدی فیلم مستند تهیه کنم و سپس آن را در داخل تلویزیون یا سینماهای ایران به نمایش عمومی بگذارم.به نظر شما،مخاطب عام(نه خاص) ایرانی مقیم در ایران که تابحال پایش به سوئد یا هیچ کشور اروپایی ای باز نشده و تصویر کلی اش از کشور سوئد،تنها یک کشور مرفه و ثروتمند و پیشرفته اروپایی ست،تا چه حد با دیدن این فیلم نظرش در مورد سوئد و مردمانش دچار "تاثیرپذیری" می شود
؟! (نمی گویم "تغییر" چون به شعور مخاطب عام هم احترام می گذارم.)بنده معتقدم میزان این تاثیرپذیری در فیلمهای شما برای مخاطبان سوئدی حتی به مراتب از مخاطب ایرانی ای که شاید یک فیلم تلخ سوئدی می بیند،بسیار بیشتر است.برای این ادعا هم دلیل محکمی دارم.
شما در شرایطی درباره ایران فیلم می سازید که پدیده ای در دنیا به نام "ایران هراسی" در جریان است که البته بنده در اینجا اصلا نمی خواهم به انگیزه های سیاسی پشت پرده ی آن بپردازم اما به هر صورت شما چه بخواهید و چه نخواهید در فضایی فیلم می سازید که داستان فیلم شما در کنار تمامی تلخ نمایی های این روزهای رسانه های بین المللی درباره ی ایران که گاهی واقعا و انصافا از حد نیز می گذرد و کاملا جنبه ی یکطرفه و غرض ورزانه به خودش می گیرد،می تواند به توسعه این روند فرسایشی و در نهایت بی نتیجه برای ما کمک بیشتری کند.نمایش 5% یا 10% تلخی از حقیقت موجود به نام چندهمسری در یک جامعه سنتی ایرانی برای 80% یا 90% مخاطب به قول شما "آگاه" سوئدی که در یک جامعه کاملا غیرمذهبی و غیرسنتی زندگی می کنند،کمکی نیست در جهت بهبود وضعیت فرهنگی موجود در ایران بلکه تنها ابزاری ست برای تاکید بیشتر بر روی این موضوع که در ایران بحث چالش های فرهنگی تمامی ندارد و کم کم ایجاد سمبل های فرهنگی صرفا تلخ در اذهان مخاطبانی که متاسفانه دید عمومی اکثریت آنها از ایران با سایر کشورهای خاورمیانه فاصله چندانی ندارد.

شما به خوبی می دانید که میزان تاثیرپذیری و نفوذی که یک فیلم می تواند در ذهن مخاطب بگذارد،بسیار بیشتر از خواندن یک تیتر یا یک مقاله یا یک مصاحبه ی خبری یا تحلیلی ست.فیلم شما مستند نام می گیرد چون معتقد هستید که داستان ساختگی نیست و در واقع یک مستند از یک زندگی واقعی یک خانواده ایرانی روستایی نشین است.البته متاسفانه این را درک نمی کنم که چرا این روزها هر فردی که می خواهد مستندی از ایران بسازد فقط به روستاهای ایران می رود و فیلم می سازد.انگاری در شهر همه چیز امن و امان است! مگر پدیده ی چندهمسری در شهرهای بزرگ ایران وجود ندارد؟! مگر کم هستند افراد متمولی که در تهران یا شهرهای بزرگ ایران با توجه به استطاعت مالی و شرعی بودن این موضوع،چند همسر دارند؟!
با تمامی اینها،آیا وظیفه ی بنده به عنوان یک فیلمساز متعهد ایرانی کمک به رشد فضای بهبود و توسعه فرهنگی ست یا کمک به انتشار تلخی ها و سیاهی ها و مشکلات؟ البته ما انتظار نداریم که یک فیلمساز ایرانی بیاید و صرفا با یک یا چند فیلم این فضای فرهنگی را بهبود دهد اما ما انتظار هم نداریم که با نمایش چندین و چندین باره و بزرگنمایی مشکلات و گرفتاری های فرهنگی و اجتماعی،این مشکلات حل شوند! حرف بنده بعنوان یک ایرانی با شما این است تاکنون چه قدمی در راه کمک به حل مشکلات و گره گشایی از آنها برداشته ایم؟ بنده اصلا قصدم این نیست که اینجا بگویم که بیاییم و تنها فیلم مثبت و امیدوارکننده و غیرواقعی از حقایق موجود در جامعه ایران بسازیم.نه! به هیچ وجه! بنده خودم در دو مطلب جداگانه در اینجا فقر فرهنگی خودمان را نقد کرده ام اما حرفم این است که آیا واقعا هنوز وقت آن نرسیده است که بجای بازپخش مستندهایی که یک یا چندین بار دیده شده اند و همگی از ماهیت خود مشکلات آگاهی پیدا کرده اند،مستندها یا فیلمهایی ساخته شود که کمی آن روی سکه برای حرکت به سمت بهتر شدن و تکامل فرهنگی را هم نشان دهد؟

حقیقتی که متاسفانه امروز وجود دارد این است که همواره آغوش مدیا و رسانه های غربی برای نمایش و توسعه تلخی ها و عقب ماندگی های دنیای درحال توسعه یا توسعه نیافته بسیار و بسیار بازتر از آغوشی ست که می خواهد توانایی ها و باورهای استوار ما را برای پیشرفت و حرکت به سمت جلو نشان بدهد.البته این وظیفه ی آنها نیست.این وظیفه ی تک تک ماها و در این موضوع وظیفه ی شما بعنوان یک فیلمساز متعهد است که این فضا را تغییر دهیم و خودمان را باور کنیم که می توانیم روزی جامعه ای بهتر از امروز و دیروز داشته باشیم.کشور سوئد با نمایش چنین فیلمهایی اهداف برنامه سازی خودش را دنبال می کند که کاملا قابل فهم است اما آیا دایه ای مهربانتر از مادر وجود دارد؟ ما خودمان بایستی هر کدام یک "مادر" و "زاینده" باشیم.

پیوندهای مربوط:

فیلم کامل "روسپیگری در پشت حجاب"
فیلم کامل "چهار همسر و یک شوهر"

گفتگوی صدای آمریکا با ناهید اکبرپور سروستانی
گفتگو با رادیو همبستگی مالمو

گفتگو با رادیو پژواک سوئد

صفحه فیسبوک Nahid Persson Sarvestani

نگارش و تنظیم: علی مهدی پور

*درصورتی که قصد لینک این صفحه را دارید،از نوار تولبار بالای صفحه به کل مطلب لینک کنید.لطفا مطالب را بدون ذکر منبع در جایی کپی نکنید.هرکدام از ما با رعایت حقوق نویسنده می توانیم به غنای فرهنگ کپی رایت در ایران کمک کنیم.

نظرات (4)
حیدر ||
دوشنبه 13 آبان‌ماه سال 1392 ساعت 10:51
سلام علی جان...
نقد عالی و بدور از هر جانبداری و احساساتی بود که امیدوارم پیام خودشو به مخاطب اصلی این نوع از مستندها برسونه...با تجربه چندین سالم در عرصه مدیا و دست داشتن در تهیه گزارشات و مستندهای مختلف...به جرات میتونم بگم فراتر از موضوع و پیام مستندهای این خانم،کارهای ایشون از نظر تکنیکی و ساخت مستند دارای مشکلات فراوان تکنیکی و اصول اولیه ساخت مستند هست ،و واقعا برای من جای سواله که چطور ایشون برای کارهایی به این سطح پایین مبالغ صدها هزار کرونی به عنوان حمایت های مالی و اسپانسر دریافت کردن که با چیزی که توی کار دیده میشه و جمع کردن تمام هزینه های داخل سوئد و ایران شاید به چند ده هزار کرون برسه...
ایکاش اسپانسرهایی پیدا میشد تا با حمایت های آنها میشد چهره متفاوتی از ایران پیشرفته امروزی رو فرای نگاههای سیاسی و حکومتی به مخاطبان جهانی نشون داد.
امتیاز: 5 0
پاسخ:
درود حیدر جان
سپاس از مهرت.من هم امیدوارم از این پس شاهد مستندهای بهتر و سطح بالاتری باشیم.متاسفانه همانطوری که خودت هم اشاره کردی مشکل حمایت کننده مالی همواره یکی از مهمترین مشکلات پیش روی مستندسازان جوان ایرانی ست
مینا جم ||
دوشنبه 13 آبان‌ماه سال 1392 ساعت 20:16
سلام نقد جالبی بود اما به نکته ای توجه نشده بود و اون اینه که اگر در مواردی از مشکلات و معضلاتی که در یک جامعه و البته نه در سطح شهرهای بزرگ بلکه در مناطق محروم و شهرستان های دورافتاده و پرت وجود داره فیلمی ساخته نشه، مطلبی عنوان نشه، بحثی مطرح نشه کی می تونه بازتاب خواسته ها و معضلات و مشکلات اون ها باشه. آیا باید اقلیت در یک جامعه نادیده گرفته بشه چون ما شهر نشین هستیم و این اتفاقات در شهر ما نمی افته؟ در شهرهای بزرگ هم این اتفاقات دیده میشه و این معضلات وجود داره اما به علت کثرت جمعیت و متراکم نبودن اون موارد در مناطق خاص قابل دسترسی و پیگیری نیست. می فهمم که شما درباره ی زشت نمایی جامعه و فرهنگ ایرانی چه نظری دارید، اما زشتی رو نمیشه پنهان کرد و اگر به فکر فرهنگ ایرانی هستیم باید به این فکر باشیم که این معضلات ذره ذره و بدون این که دیده بشن و شنیده بشن و فکری به حالشون بشه شایع میشن و تیشه به ریشه ی فرهنگ ایرانی می زنن. همونطور که تا حالا زدن
امتیاز: 1 3
پاسخ:
درود مینا جان
اگر یکبار دیگر آن جمله را بخوانید متوجه می شوید که بنده اصلا منظورم این نبوده که نباید در روستاها فیلم ساخته شود.پرسش من این بود که چرا بیشتر مستندها صرفا در فضاهای روستایی ساخته می شوند و کمتر در شهرها؟! من معتقدم مستندهایی که در فضای شهری امروز می توانند ساخته شوند به همان اندازه که در فضای روستایی ساخته می شوند دارای قدرت تاثیرگذاری هستند.بنده به هیچ عنوان با پنهان کاری و خودسانسوری موافق نیستم بلکه اتفاقا برعکس معتقد به شفاف سازی هستم.بحث من بیشتر روش نمایش و عرضه ی آن تلخی هاست نه ماهیت آنها که برای همه ی ما آشکار است.از شما سپاسگزارم که وقت گذاشتید و توجه کردید :)
توانا ||
پنج‌شنبه 16 آبان‌ماه سال 1392 ساعت 09:44
درود بر شما
گمان می کنم یافتن کسی که بدور از گرایش های سیاسی و شخصی اش کاری بیطرفانه ارائه کند چندان آسان نباشد چراکه باورهای ما به نوعی نگرش ها و حساسیت های ما را راهبری می کنند. شاید یک مسئله از دید کسی با یک گرایش ویژه چندان در خور اندیشیدن و توجه نباشد اما از دید کس دیگری با گرایش دیگر بسیار هم در چشم و پر اهمیت باشد.
درباره این موضوع باید به دیدگاه فیلمساز هم توجه کرد. کسی که در میان مردم امروز ایران زندگی کند می داند که همکنون در ایران به دلیل سختی ها و گرفتاری های گوناگون، سن ازدواج بالا رفته و تن دادن به ازدواج و پذیرفتن مسئولیت در میان مردم کمتر شده است. با این اوضاع چند همسری در میان نسل کنونی آن هم به شیوه ی اسلامی و دینی آن بیشتر به شوخی نزدیک است تا واقعیت.
در هر جامعه ای استثناء هم وجود دارد و آدم هایی یافت می شوند که بر خلاف راه و روش بخش بزرگ مردم و جامعه زندگی می کنند. به تصویر کشیدن شیوه رفتار و زندگی چنین آدم هایی به خودی خود بد نیست و شاید سوژه ی گیرایی هم باشد اما چنانچه بدون غرض ورزی و ذهنیت و هدف خاص انجام شود.
درباره موضوع انتخابی فیلمساز اشاره ی درستی کردید. در جامعه ای که نسبت ازدواج و طلاق به مرز بسیار نگران کننده ای رسیده، صحبت کردن از چند همسری و ساخت فیلم، آن هم با توجه به اینکه این مطلب جایگاهی در میان مردم امروز ایران نمی تواند داشته باشد و گویا تنها برای سرگرم کردن مخاطب خارجی ساخته شده جای اندیشیدن و تامل دارد که براستی فیلمساز از بیان این مطلب و ساخت چنین فیلمی آن هم با آن پیامدها و حواشی چه هدفی در سر داشته است؟!
بر این خانم خرده ای نمی توان گرفت پیش از آنکه بر خود خرده بگیریم. مایی که اگرچه بسیار مدعی هستیم اما در عمل به هیچ عنوان کشورمان، فرهنگ، زبان و دست آوردهایش را دوست نداریم. با خودمان که رو راست باشیم خواهیم دید ما هم کم از این خانم با سرزمین و میهن مان رفتار نکره ایم و بلکه باید گفت این خانم از آن رو که گرایش سیاسی خود و به دنبال آن دلبستگی نداشتن به کشورش را پنهان نکرده است جایگاه بهتری از برخی از ما دارد که واقعیت خود را هم نپذیرفته ایم.
باید از خود بپرسیم هر کدام از ما برای سربلندی کشور و مردمش چه کاری انجام داده است.
با سپاس از همه ی تلاش های شما در این راه و هم از این که این موضوع را در میان گذاشتید.
امتیاز: 1 0
برنا ||
پنج‌شنبه 21 آذر‌ماه سال 1392 ساعت 16:43
سلام...با شما صد درصد موافقم.
من نمی دونم چرا برخی اصرار دارند تا کشور ما را در حد کره ی شمالی عقب افتاده نشون بدهند و سانسور کنند؟
کدوم کشور رو تو دنیا می شناسیم که اینهمه مردمش در داخل و خارج مورد فشار باشند و حتی دانشمنداش رو علنا و با افتخار در مقابل چشم زن و بچه اش به قتل برسونند ولی جوانهاش با عشق و علاقه مضاعف به دنبال ریسرچ در هایتک باشند؟
الان خداوکیلی چند نفر تو کشور ما دنبال چند همسری هستند؟!
من فکر می کنم سوژه های قشنگ تری هم برای ارائه به دنیا داریم.همین فیلم تنهای تنهای تنها می تونه نمونه ی خوبی برای ارائه ی تصویر بومی یک ایرانی با عزت باشه...
علی جان ازت ممنونم
امتیاز: 4 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد

تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به زیر آسمان سوئد می باشد