[spoiler]

پلاگین

[/spoiler] نکته ها از سوئد- قسمت بیست و چهارم - زیر آسمان سوئد
X
تبلیغات
رایتل
سه‌شنبه 11 تیر‌ماه سال 1392 @ 20:09

نکته ها از سوئد- قسمت بیست و چهارم




زیر آسمان سوئد:
اگر در سوئد زندگی می کنید و یا دورادور از سوئدی ها چیزهایی از دوستان و اقوام تان جسته و گریخته شنیده اید،حتما این را شنیده اید که گفته می شود سوئدی ها مردمان سردی هستند و در مراودات روزمره خیلی اهل خوش و بش کردن و احوالپرسی و گرم گرفتن نیستند.در بسیاری از کشورهای دنیا از جمله در آمریکا،کانادا،استرالیا،انگلستان و ... و همچنین بویژه در کشورهای شرقی از جمله در ایران،مردم دارای فرهنگ بسیار متفاوتی بویژه در مراودات روزمره با هم هستند و در مواجهه با یکدیگر اهل خوش و بش کردن هستند،حتی به غریبه ها سلام می کنند و درصدد آغاز یک گفتگوی ساده و حتی خیلی کوتاه و مختصر با افرادی هستند که شاید بطور نمونه در اتوبوس،مترو،تاکسی مدت کوتاهی با آنها همسفر هستند حتی اگر بدانند که ممکن است دیگر همدیگر را در آینده نبینند.در چنین جوامعی،سلام کردن،صبح بخیر گفتن،یک احوالپرسی ساده و بدرود گفتن عموما بخشی از فرهنگ روزمره ی مردم است که از راه آن مردم با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند اما در فرهنگ مردمان اسکاندیناوی و از جمله در سوئد،داستان به گونه ی دیگری ست.

در این مطلب که در واقع برداشتی آزاد از مقاله ای اجتماعی-فرهنگی
نوشته ی Oliver Gee که خودش یک خارجی مقیم سوئد است می باشد،می خواهیم در مورد اینکه چرا سوئدی ها حتی برای آغاز یک گپ خودمانی و یا یک صحبت کوتاه Small Talk با دیگران علاقه ای نشان نمی دهند بیشتر صحبت کنیم.
 
اغلب گفته می شود که سوئدی ها مردمان سردی هستند.درست همانند آب و هوای سوئد.حالا جدا از اینکه این موضوع درست یا نادرست باشد،یکی از نخستین چیزهایی که من در سوئد دیدم این بود که مردم اساسا اهل گپ و گفتگوهای کوتاه نیستند.نه حتی یک گپ و گفتگوی خیلی خیلی کوتاه.هیچ مکالمه ای صورت نمی گیرد.فقط سکوت...منظورم از گپ و گفت کوتاه، شاید یک "سلام" ساده به یک پیرمردی که در صف اتوبوس در کنار شما ایستاده است باشد یا حتی شاید گفتن یک Nice weekend خشک و خالی باشد.

یک فرد سوئدی در این باره به من می گوید: "به نظرم این رفتار سوئدی ها خیلی عجیب است.بسیاری از همسایگان سوئدی من زمانی که از مقابل من می گذرند به من سلام می کنند اما من احساس می کنم که آنها تنها بخاطر همسایگی مجبور می شوند که به من سلام کنند و در باطن میلی برای سلام کردن ندارند اما بطور نمونه در "انگلستان" داستان متفاوت است. در آنجا مردم واقعا میل دارند که به هم سلام کنند و آغازگر یک گپ کوتاه باشند."

اما یک زن جوان سوئدی از شهر استکهلم با این دیدگاه مخالف است.او می گوید: "چرا من باید به فرد غریبه ای که او را نمی شناسم سلام کنم؟! این کار خیلی مصنوعی و بی فایده است اما مثلا اگر از گفتن سلام به مسئول کنترل بلیت قطار چیزی عاید من بشود،من بلافاصله با وی صحبت را آغاز خواهم کرد."

"الیور" معتقد است که در استرالیا،مردم با بیگانه ها همانند همسایگانشان رفتار می کنند.او که به کشورهای زیادی سفر کرده است می گوید: "من در لندن با راننده های اتوبوس،گپ و گفتگوی بسیار مفصل تری از آنچه با همسایگانم در استکهلم داشتم را تجربه کردم! و البته نه بخاطر اینکه تلاشی برای برقرای ارتباط با همسایگانم نکرده باشم.من در سوئد به تعداد بیشماری تجربه ی نادیده گرفته شدن hej (سلام) خودم به همسایه خودم یا به فروشنده یک فروشگاه و یا حتی به خدمتکار رستورانی که حداقل فکر می کردم جواب سلام من را برای گرفتن انعام بدهد را داشته ام.حتی بارها برای دوستانه تر و جذاب تر شدن عبارت hej hej را بصورت پشت سر هم به امید گرفتن پاسخ سلام بکار بردم اما در موارد معدودی پاسخ سلامم را دریافت کردم!"

"الیور" برای بیشتر متوجه شدن دلیل این رویکرد سوئدی ها نظر یک متخصص سوئدی علوم ارتباطات-Allie Edwardsson- را جویا می شود.وی در پاسخ به پرسش الیور اینچنین پاسخ می دهد:" سوئدی ها مطلقا می توانند در یک گپ کوتاه شرکت داشته باشند اما مشکل اینجاست که آنها تمایلی برای انجام این کار ندارند و برای آنها این کار از ارزش و منزلت اجتماعی خاصی برخوردار نیست.آنها این کار را دوست ندارند.به همین سادگی.این یک نگرش است و چون این کار یک مهارت ارزشی نیست،به همین خاطر برای آن اهمیتی قائل نمی شوند اما در عوض برای صحبت کردن درباره ی وضعیت آب و هوا بسیار مشتاق و با انگیزه هستند!"

نظر خانم Magdalena Ribbing-متخصص و نویسنده سوئدی- که کتابهای زیادی در زمینه های شخصیتی نوشته است هم همین است.وی می گوید: "اساسا "تعارفات" در فرهنگ سوئدی ها جایگاهی ندارد".وی در پاسخ به این پرسش که آیا سوئدی ها در زمانی که انگلیسی صحیت می کنند انسانهای مودب تری می شوند می گوید:"سوئد کشور وسیعی ست که تراکم جمعیتی آن مثلا همانند انگلستان زیاد نیست.در سوئد مردم به نسبت مردم در انگلستان در نقاط دورتری از یکدیگر زندگی می کنند و شاید مدتها با هم مواجهه نداشته باشند اما در انگلستان بخاطر جمعیت زیاد و تراکم جمعیتی زیاد،مردم به نوعی مجبور به برقراری ارتباط با هم هستند و این موجب می شود آداب و معاشرت مودبانه در بین مردم توسعه بیشتری پیدا کند."

نویسنده ی مقاله در ادامه ی مطلب خودش می نویسد: " من نظر دو متخصص را در این باره پرسیدم و هر دوی آنها موافق بودند که سوئدی ها اهل گفتگوهای کوتاه روزمره نیستند اما می دانید چه کسانی اهلش هستند؟ تمام خارجی ها و از جمله خودم اهل این گپ و گفت های کوتاه هستیم!"وی در ادامه می افزاید: "بهترین گپ و گفتگوهایی که تابحال در سوئد داشته ام با یک بانوی تایلندی در رستوران چینی نزدیک خانه،با یک مرد اهل صربستان در پیتزافروشی و با یک پسر ترک در نانوایی بوده است.یک دوست سوئدی به من در این باره گفت که این بخاطر این است که خارجی ها برعکس مردمان کشورهای شمال اروپا مثل سوئد،مهمان نوازی را می فهمند اما وقتی نظر خانم Magdalena Ribbing را در این باره پرسیدم وی همه ی آن را به پای فرهنگ نوشت.وی گفت:" خارجی ها در سوئد در گپ و گفتگوهای کوتاه فوق العاده خوب هستند.این در فرهنگ آنها ریشه دارد.آنها برای این مسائل بسیار بیشتر از سوئدی ها ارزش قائل هستند."

"الیور" در پایان مقاله خودش می نویسد:" اما هر اندازه این دوستان خارجی از این کار خود راضی باشند برای من کافی نیست. من می خواهم سوئدی ها هم از آنچه آن را در فرهنگ خود ندارند لذت ببرند.من تسلیم نمی شوم و باز هم تلاش می کنم تا با سوئدی ها گپ و گفتگوهای کوتاه داشته باشم. چه کسی می داند؟ شاید بتوانم سوئد را عوض کنم و انقلابی را آغاز کنم؟!"

منبع:
www.thelocal.se/48816/20130702


برگردان،نگارش و تنظیم: علی مهدی پور


*درصورتی که قصد لینک این صفحه را دارید،از نوار تولبار بالای صفحه به کل مطلب لینک کنید.لطفا مطالب را بدون ذکر منبع در جایی کپی نکنید.هرکدام از ما با رعایت حقوق نویسنده می توانیم به غنای فرهنگ کپی رایت در ایران کمک کنیم.

نظرات (6)
HERO ||
سه‌شنبه 11 تیر‌ماه سال 1392 ساعت 20:54
درود بر شما و وبلاگ پر محتوا
در مورد مقاله تون باید بگم که در ایران امروز و یا بهتر بگم تهران امروز هم من شاهد چنین وضعیتی هستم.
سوئدی ها مایل به صحبت در مورد آب و هوا اند و ایرانی ها اهل صحبت در مورد سیاست و وضع وخیم جامعه و گرانی و ...
در مترو شاهدیم که همه ساکت و بی صدا کنار هم می نشینند و به خواب می روند و یا به یکدیگر خیره می شوند و یا مشغول بازی با گوشی های خود هستند. به نظر من یک گپ کوتاه دوستانه و چند لحظه ای تاثیر زیادی در روحیه ی افراد دارد که من به ندرت با این مساله در تهران مواجه شده ام.
از مقالات کامل و پرمحتوا تون همیشه استفاده می کنیم.
دوستار شما
HERO
امتیاز: 15 2
پاسخ:
درود بر شما و سپاس از مهرتان
همیشه شاد و پیروز باشید :)
پویا ||
سه‌شنبه 11 تیر‌ماه سال 1392 ساعت 21:55
سلام
خیلی مطلب خوبی بود . خیلی ممنون ( ما که اهل تعارف هستیم)
امتیاز: 6 1
پاسخ:
سپاس از توجه شما دوست من :)
امید ||
سه‌شنبه 18 تیر‌ماه سال 1392 ساعت 11:41
سلام
مطلب جالب و البته عجیبی بود
در مطلب " چرا سوئدی ها مردمانی شاد هستند" اشاره شده بود فعالیتهای مدنی و روابط اجتماعی جزو شاخصه های سنجش شاد بودن مردم هستند و دیوید گفته بود دلیل شاد بودنش مردمانی هستند که با لبخند پاسخ می دهند

من با hero موافقم در ایران هم ارتباط برقرار کردن در سفر های کوتاه و بلند در قطار و مترو چندان ساده و البته معمول نیست خصوصا با خانم ها.
به نظر من این تنها یک خصلت متفاوت است نه الزاما یک خصلت بد.

از زمانی که این مقاله را خواندم به این فکر میکنم که حتی سلام و احوالپرسی صبحگاهی که معمولا در حد چند کلمه تکراری و از پیش تعیین شده است و غالبا جواب عبارات هم برای طرف مقابل چندان اهمیت ندارند احتمالا نباید تاثیر چندانی در روحیه یا شادی من داشته باشند...
امتیاز: 5 2
فرزاد ||
شنبه 29 تیر‌ماه سال 1392 ساعت 15:26
سلام
مطلب خوبی بود لذت بردم
دوستانی که در مورد ایران و تهران نوشتن باید بگم که این اصلا قابل مقایسه با سوئد نیست. اینجا انگار سلام میکنی میخوره به دیوار بر میگرده به خودت!
اصلا اینا ادم های خیلی عجیبی هستن بعضی وقت ها حس میکنم اصلا حس ندارن. یه جوری میخوان از سلام کردن یا گرم گرفتن در برن خصوصا اگر خارجی باشی و کله سیاه (ببخشید ولی خوب معادل دیگه ای نداره!)
تو ایران دونستن از حال همدیگه یه حس خوبی به هر دو طرف میده ولی اینجا احساس میکنی سوئدیه زیر فشاره که به تو جواب بده یا وقتی هم حرف میزنه از خودش میگه و زندگی تو براش هیچ اهمیتی نداره
صحبت از سیاست تو ایران رو با صحبت از هوا تو سوئد مقایسه میکنید تو سوئد جواب این سوال همیشه به سرد یا ابری ختم میشه و بعد یه سکوت طولانی تو ایران وقتی سر صحبت باز میشه باید حواست باشه که ایستگاه رو رد نکنی و یا از کارت نیوفتی تفاوت خیلی بیشتر از اینهاست
دیگر خارجی ها حتی اروپایی های دیگه هم همین حس رو دارن!
به نظر من همون جمعیت کم و هوای مزخرف هستش که مردم رو از هم دور نگه میداره هر سال هم میگذره تحمل این سخت تر میشه عوض اسون شدن
یه سوئدی میگفت که اینجا مردم کارشون که تمام میشه میرن خونه و پای تی وی هستن تو یه اپارتمان قشتگ ولی بیرون هیشکی نیست یعنی بخوای هم هوا اصلا اجازه نمیده 9 ماه سال ! مثل عادتی که جاهای دیگه اروپا هست که برن بار تو محلشون و یه گپی بزنن یا تو رستوران هر روز پاتوق داشته باشن
در هر صورت همینی که هست باید باهاش ساخت!
امتیاز: 18 5
Adrineh ||
شنبه 9 شهریور‌ماه سال 1392 ساعت 21:57
جالب بود
من موافق این رفتار سوئدی ها از یک نظر نیستم چون افراد خارجی احتیاج به ارتباط دارن چون غریب هستن خیلی مسائل و نمیدونن و با این ارتباطات آدم از خیلی مسائل با خبر میشه!
اما از فضولی در زندگی دیگران و پرسیدن سوالات شخصی متنفرم! خودم همیشه از مردم ایران بخاطر پرس و جوی زیاد بدم میاد و این هم یکی از دلایل به سوئد رفتنم بود.
امتیاز: 16 1
محمد باقری ||
جمعه 20 تیر‌ماه سال 1393 ساعت 01:33
سلام
در درجه اول باید بگم : وبلاگتون فوق العادست...
نکته ی بعدی اینه ، آیا شما صفحه ای دارید که بتونم سوالاتمو مطرح کنم؟؟؟
امتیاز: 3 2
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد

تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به زیر آسمان سوئد می باشد