[spoiler]

پلاگین

[/spoiler] مقاله جنجالی یک ایرانی مقیم سوئد درباره نژادپرستی - زیر آسمان سوئد
X
تبلیغات
رایتل
سه‌شنبه 21 آذر‌ماه سال 1391 @ 23:15

مقاله جنجالی یک ایرانی مقیم سوئد درباره نژادپرستی

Bahareh Andersson/Photo:www.newsmill.se

زیر آسمان سوئد: پدیده مهاجرت و موضوع بوجودآمدن یک جامعه سوئدی چند فرهنگی که در اصطلاح به آن Multiculturalism گفته می شود، در طی سالهای اخیر یکی از مهمترین چالش های پیش روی سیاستمداران سوئدی و نیز مساله ای مهم و بحث برانگیز برای مردم سوئد بوده است.

کشور سوئد هم اکنون دارای 9.4 میلیون جمعیت است که تقریبا 5 تا 6 درصد آن را جمعیت مسلمان تشکیل می دهد و این میزان با توجه به رشد مهاجرت و پناهندگی مردمان کشورهای توسعه نیافته و یا در حال توسعه به اروپا با رشدی فزاینده سالانه در حال افزایش است بطوریکه پیش بینی می شود با ادامه روند کنونی و تا سال 2030 میلادی، جمعیت مسلمانان سوئد نیمی از جمعیت این کشور را  تشکیل دهند.

خانم "بهاره آندرسون" Bahareh Andersson که یک بانوی ایرانی فعال حقوق بشر در سوئد است در مقاله ای انتقادی و در عین حال بسیار قابل توجه و در نوع خود کم نظیر،سکوت سیاستمداران سوئدی در قبال واکنش به معضلات پدیده چند فرهنگی شدن در سوئد از ترس "نژاد پرست" یا Racist خوانده شدن آنها را "غیرقابل قبول" دانست و ضمن اشاره به برخی نمونه های عینی و عملی از عملکرد بیش از حد محتاطانه و انسان دوستانه سیاستمداران سوئدی در قبال بخصوص جمعیت افراطی گرای مذهبی مقیم در سوئد،سکوت آنها را برای حل مشکلات فرهنگی موجود در جامعه سوئد کافی و موجه ندانست و خواستار حرکت جدی سیاستمداران سوئدی در قبال اصلاح و بهبود وضعیت موجود شد.

در ادامه با هم به محتوای این مقاله که برای نخستین بار در بخش نظرات سایت سوئدی زبان Newsmill به زبان سوئدی در اینجا درج شد اشاره می کنیم و نظرات و واکنش های برخی از نظردهندگان سوئدی و غیرسوئدی درباره این مقاله جنجال برانگیز را مرور خواهیم کرد.لازم بذکر است که برگردان فارسی مقاله ی خانم بهاره آندرسون برای نخستین بار توسط وبلاگ "زیر آسمان سوئد" منتشر می شود.


برگردان فارسی متن مقاله:
چگونه یک رادیوی دولتی سوئدی به نام رادیو سوئد Sveriges Radio به یک امام 
یا یک مقلد دینی مقیم در سوئد اجازه می دهد که گروهی از افرادی که از دین اسلام به مسیحیت گرویده اند را تهدید به مرگ کند؟!
مدتی پیش در اینترنت مقاله ای را خواندم که برایم غیرقابل فهم بود.خواندن این مقاله موجب شد که تصور کنم در کشوری قرون وسطایی زندگی می کنم که قوانین و ارزشها در آن هیچ سنخیتی با یک جامعه پیشرفته و دموکرات مانند سوئد را ندارند.

روزنامه متعلق به مسیحیون Christian Dagen در سوئد گزارش می دهد که "این وظیفه و مسئولیت برای هر فرد مسلمان است که مسلمانانی که دین اسلام را ترک کرده اند را بکشد
".این درست همان چیزی است که اخیرا از رادیو سوئد شنیده شد یعنی زمانی که به یک امام از منطقه Rinkeby اجازه داده شد بگوید که چگونه باید در قبال سومالیایی هایی که از دین اسلام به دین مسیحیت می گروند باید وارد عمل شد و آنها را از بین برد.این روزنامه از ذکر نام این رهبر دینی خودداری می کند.
سکوت سیاستمداران و رسانه ها در سوئد مایه تاسف و در عین حال هولناک است! چگونه ما می توانیم این سکوت را تعبیر کنیم؟!

سکوتی که در سوئد بر فضای بحث درباره حقوق فردی و مسئولیت پذیری ها حکمفرماست، اغلب متزورانه و همراه با ریاست خصوصا زمانی که درباره مردمی صحبت می شود که دارای پیشینه مهاجرتی هستند.اینکه همه ی مردم حقوق برابر دارند بسیار مثبت است ولی در کنار این حقوق،مسئولیت هایی هم وجود دارد ولی بنظر میرسد که هیچ کسی نمی خواهد درباره آن حرفی بزند.آیا این مساله بخاطر اکراه از نژادپرست خوانده شدن است؟ بنظر میرسد واژه ی نژادپرستی تبدیل به یک عامل ترس برای خاموش ماندن مردم شده است و یک عامل مهم برای وادار نمودن آنها به حرکت در جهتی که شما دوستش دارید!

از دیدگاه من،نژادپرستی یعنی آنکه شما بر این باور باشید که همه ی کسانی که از نژادی غیرسوئدی هستند حق زندگی در اینجا را ندارند و باید سوئد را ترک کنند.در عین حال ما بخوبی می دانیم که ترس و واهمه نژادپرست خوانده شدن ما را از واکنش نشان دادن به گروهی از مردم که در زیر لوای دین و مذهب و سنت ها به خودشان اجازه می دهند دیگران را از حقوق قانونی شان محروم کنند،باز می دارد که نتیجه این کا البته پیدایش یک نسبیت فرهنگی افراطی در جامعه است.

ما نمی توانیم از ترس نژادپرست خوانده شدن ساکت باشیم زمانی که می بینیم به کودکان در مدرسه ها  اجازه شرکت در برخی از کلاسها از سوی والدین شان با تفکرات مذهبی و سنتی داده نمی شود،دختران جوان با فشار والدین در خانه به زور شوهر داده می شوند و یا وقتی به پسرها گفته می شود که خواهران خود را بپایند!

ما نمی توانیم از ترس پدیده اسلام هراسی یا Xenophobia ساکت بنشینیم وقتی یک امام 
یا یک مقلد دینی در سوئد از مرگ گروهی از مردم خبر می دهد و آنها را تهدید به مرگ می کند.امروزه شما یک شخص نژادپرست خوانده می شوید تا مادامی که در رویارویی با فرهنگ ها و مذاهب دیگر به عواقب و جنبه های منفی آن سر خم نکنید.این چیزی ست که من واقعا چیزی از ان سر در نمی آورم!
این حرکتها اشتباه است و از سوی جامعه سوئد غیرقابل قبول است.ابراز ترس از اینکه فرزندان آنها سوئدی شوند در واقع ابراز یک نوع نژادپرستی علیه خود سوئدی هاست.

من بحث 
تقابل فرهنگی‌ یا
Integration را در سایر کشورها هم دنبال می کنم.مثلا در فرانسه، سیاستمداران فرانسوی شجاعت بیشتری در مواجه با اینگونه مسائل دارند و بدون ترس از اینکه نژدپرست خوانده شوند، آزادانه و منطقی‌ نظرات خودشان را اعلام می‌‌کنند.

احتیاطی که در بین سیاستمداران سوئدی وجود دارد کاملا نگران کننده است و موجب تقویت تفکرات افراطیونی همچون "عبدی ریساک وابری" می‌‌شود.(وابری یک سیاستمدار سومالیایی تبار است و یکی‌ از اعضای کمیته وزارت دفاع سوئد و عضو حزب مدرات پارلمان ملی سوئد است که پیشتر‌ها در اظهار نظری جنجالی به کانال SVT سوئد گفته بود که می‌خواهد در کشوری با قانون شریعت زندگی‌ کند!).

Abdirisak Waberi

در فرانسه، مثل معروفی هست که می‌گوید: 

 “To call a cat a cat”

یکنفر باید چیزی را که می‌‌بیند با اسم واقع خودش صدا کند و تلاش نکند از آن چیز دیگری بسازد.اینکه همیشه از نظر سیاسی درست عمل کنیم مشکلی‌ را حل نمی‌‌کند.بنابراین، من بیشتر از آنکه حیرت زده شوم، ناامید می‌‌شوم وقتی‌ می‌‌بینم در جامعه متظاهری زندگی‌ می کنم که در آن یک "نژادپرست" یا یک" اسلام هراس" خوانده می شوم و یا هر انگی‌ بخاطر شهامت در نوشتنم به من زده می‌‌شود.

در نهایت، باید مجددا این نکته را خاطرنشان کنم که اگر سیاستمداران ما سکوتشان را نشکنند، بحث تقابل فرهنگی‌ و مشکلات آن به خودی خود هرگز حل نخواهد شد.بنابراین،من کاملا با نظر Mauricio Rojas(سیاستمدار حزب لیبرال سوئد که مقاله‌های زیادی دربارهٔ مهاجرت و مشکلات آن نوشته است) موافقم که شواهدی که دال بر وجود فضای بحث آزاد دربارهٔ مهاجرت باشد حتی در حد یک گفتمان منطقی‌ هنوز وجود ندارد که این مساله برای سوئد بسیار بد است.


برخی از نظرات مطرح شده درباره این مقاله

اما نظرات برخی‌ خوانندگان سوئدی و غیر سوئدی دربارهٔ این مقاله شاید بیشتر از خود مطلب خواندنی و جالب باشد.با هم منتخبی از برگردان فارسی این نظرات را مرور می‌کنیم:

* اگر شما انجیل را به عربستان سعودی ببرید باید منتظر اشد مجازات باشید ولی در اینجا(سوئد) ما به امامها و مقلدان دینی اجازه می دهیم که از کشتن بخاطر تغییر دین صحبت کنند!

* من با برخی ایده های این مقاله موافقم.اگر شما بر علیه مهاجرت حرف بزنید یک نژادپرست قلمداد می شوید ولی این یک عقیده شخصی شماست و نباید به دیگران اجازه دهید که نظرات خودشان را به شما تحمیل کنند و یا اقدام قانونی علیه شما انجام دهند.این غلط است!

* فرایند چند فرهنگی شدن یا Multiculturalism در واقع یک فرایند جابجایی نسل است و در خلال آن نسلی به مرور جایگزین نسلی دیگر می شود.صد سال پیش چند درصد سوئدی داشتیم و الان چند درصد؟ این روند همچنان رو به کاهش است و در آینده ای نزدیک سوئدی ها در اقلیت جمعیت خواهند بود!

* آفرین!بالاخره یکی پیدا شد که حرف حق بزند! بسیار خوشحال هستم که بالاخره این بحث ها مطرح می شود.وقت بیداری است و سیاستمداران سوئدی باید از خواب بیدار شوند و بالاخره سکوت خود را درباره این مساله بشکنند.

* چرا نام این امام را فاش نمی کنید؟! چرا جراید و رزونامه های سوئدی از درج اسامی کسانی که متجاوز به عنف هستند و یا جانی و جنایتکار هستند اکراه دارد؟! این کار هم تداوم همان سیاست است که!

* این یک حقیقت تلخ است.

* چگونه سوئد می تواند یک کشور چندفرهنگی باشد؟! این کشور هنوز یک کشور نژادپرست است که بخاطر رنگ پوست مردم به آنها اجازه موفقیت نمی دهد.نمونه های جوامع چند فرهنگی کشورهای کانادا،آمریکا و انگلستان هستند که در آنها صرفنظر از رنگ پوست بسیاری از موفقیت ها و کارآفرینی ها برای همه ی مردم بصورت تقریبا یکسان وجود دارد.

* این بهترین راه برای بحث درباره جنبه های پرخطر اسلام است.این نژادپرستی نیست.ما درباره رنگ پوست یا ژنهای مردم حرف نمی زنیم.ما درباره عقاید خشونت آمیز حرف می زنیم. این یک بحث کاملا منطقی و عادلانه درباره پتانسیل یک ایدئولوژی خطرناک است.حتی خواندن این مطلب برای مسلمانان هم مفید است.آنها باید مجددا بیاندیشند که از دوران بچگی به چه چیزهایی مجبور شدند که معتقد باشند!

* آن کسانی که تازه وارد به سوئد هستند و از خودشان سازگاری با محیط یا احترام به جامعه-هر چه که هست-نشان نمی دهند،خیلی ساده از جامعه طرد خواهند شد.

* 25 میلیون مسلمان مهاجر در اروپا وجود دارد که خواسته نشده اند،موردنیاز نیستند،با جامعه جدید سازگار نشده اند و در رفاه زندگی می کنند ولی هنوز به آنها خوشامد گفته می شود! بروید دلیلش را بیابید.

* این مشکلات اجتناب ناپذیر هستند وقتی که مردمی از جوامعی که تحت تاثیر مذهب بوده اند به کشورهایی نظیر سوئد مهاجرت می کنند.

* من پنج سال است که در سوئد زندگی می کنم.می شود یک نفر به من توضیح بدهد که انگیزه دولت سوئد از دعوت خارجی ها به سوئد چیست؟! آنها در سوئد گذرنامه سوئدی دریافت می کنند درحالیکه در عربستان سعودی یا امارات متحده عربی،امکان دریافت گذرنامه برای خارجی ها وجود ندارد!

* یک نکته! اینکه یک فرد بخواهد کسانی را که در اروپا تغییر دین داده اند را مستحق مرگ بداند،عملی نیست چون حتی در عربستان سعودی یا سومالی اگر بخواهد این فتوی اجرا شود باز هم این دادگاه شریعت است که تصمیم می گیرد نه یک فرد بصورت مستقل و سرخود!

* خیلی بهتر بود اگر در این مقاله از واژه "مسلمانان مهاجر" بجای واژه "مهاجران" استفاده می شد چون برای مهاجرانی که بخاطر تخصص شان موردنیاز هستند و در اینجا زندگی می کنند، این یک توهین تلقی می شود!

*من عاشق سوئد هستم.من عاشق این فرهنگ هستم.من آزادی زنان در سوئد را دوست دارم.من آزادی اندیشه و انتخاب اینجا را دوست دارم.من به شیوه و اسلوب تفکر دولت سوئد درباره مردمش احترام می گذارم و آن را تحسین می کنم اما چیزهایی هم هست که نسبت به آنها اعتراض دارم. اینکه بعنوان یک فرد مهاجر به کشوری بیایید و به مردمانش بگویید که شما سرد و نژادپرست هستید در حالیکه در خانه خود همسرتان را کتک می زنید و یا تلاش می کنید تا جایی که امکانش هست همه جور امکانات و چیزهای خوب را از محیط پیرامون خود بقاپید بدون آنکه فیدبک یا بازخوردی به جامعه خود داشته باشید.اینکه انتظار پذیرفته شدن فرهنگ سرشار از تهدید،خشونت و پرفریاد خود را داشته باشید درحالیکه هیچ تلاشی برای پذیرفتن فرهنگ سوئدی ها نکنید.

* این مساله شاید برای کشور متعصب و بسیار مذهبی و سنتی سومالی صدق کند ولی مثلا برای کشور پاکستان که تقریبا 98% مردم آن مسلمان هستند صدق نمی کند. در پاکستان،غیرمسلمانان از آزادی مذهبی برخوردار هستند و مسیحیان می توانند کلیسا داشته باشند و حتی با اینکه نوشیدن مشروبات الکلی برای مسلمانان حرام است ولی برای غیرمسلمانان به هرصورت منعی وجود ندارد. من فکر می کنم که  مشکل زمانی شکل می گیرد که برخی مهاجران درصدد تحمیل عقاید شخصی خود بر دیگران برمی آیند.آنها می توانند به آسانی به کشوری بروند که در آنجا تحمیل عقیده جایز است و دیگران را راحت بگذارند.


منابع و پیوندهای مربوط:

http://www.newsmill.se/artikel/2011/09/14

http://www.thelocal.se/36360/20110926


تهیه،تنظیم و نگارش: علی مهدی پور


*درصورتی که قصد لینک این صفحه را دارید،از نوار تولبار بالای صفحه به کل مطلب لینک کنید.لطفا مطالب را بدون ذکر منبع در جایی کپی نکنید.هرکدام از ما با رعایت حقوق نویسنده می توانیم به غنای فرهنگ کپی رایت در ایران کمک کنیم.

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد

تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به زیر آسمان سوئد می باشد