[spoiler]

پلاگین

[/spoiler] نکته ها از سوئد- قسمت بیست و یکم - زیر آسمان سوئد
X
تبلیغات
رایتل
سه‌شنبه 21 آذر‌ماه سال 1391 @ 23:49

نکته ها از سوئد- قسمت بیست و یکم


زیر آسمان سوئد: در بخش بیست و یکم از سلسله مطالب "نکته ها از سوئد"، بیشتر به سراغ برخی از لایه های آشکار و پنهان سیاست گذاری های دولت سوئد در روند ایجاد تغییر در روش تفکر و نحوه زندگی روزمره مردم جامعه رفته ایم.نکاتی که در ادامه به آنها اشاره کوتاهی می شود شاید تنها بخش کوچکی از بازگویی و تکرار حقایق موجود در جامعه امروز سوئد باشد ولی آنچه بیشتر از آن مورد نظر است اهمیت نقش فرهنگ سازی در پیشرفت یک جامعه و نقش تک تک افراد آن جامعه در قبال تحقق آن است.


* تجربه ای که شاید تابحال برای همه خارجی های مقیم سوئد رخ داده است،این است که هنگامی که در اوایل کار یادگیری زبان سوئدی هستند و می خواهند با یک سوئدی به زبان خودشان سخن بگویند و به این ترتیب سطح زبان سوئدی خود را تقویت کنند،ناگهان و به محض اینکه توقف یا اشتباهی در تلفظ یا بیان کلمات سوئدی پیش بیاید سوئدی ها سریعا به زبان انگلیسی سوئیچ می کنند و به این ترتیب کار شما را برای برقراری ارتباط آسانتر و راحت تر می کنند اما شاید از نگاهی دیگر و در عین حالی که سوئدی ها این کار را نشان از لطف آنها نسبت به شما می دانند،برای شمایی که قصد یادگیری زبان سوئدی را دارید کمی مناسب نباشد! نکته ای که در این میان هست این است که در فرهنگ سوئدی ها بازخورد یا فیدبک منفی خیلی مورد استقبال واقع نمی شود و بیشتر آنها در زمانی که شما به سوئدی و حتی با اشتباه صحبت می کنید،کمتر جرات می کنند که همزمان اشتباهات گفتاری یا تلفظی شما را به رویتان بیاورند و از شما بخواهند آنها را اصلاح کنید.در عوض به زبان انگلیسی پاسخ می دهند تا شما بتوانید براحتی به حرف خود ادامه دهید و به این ترتیب ممکن است اشتباهات گفتاری شما همچنان پنهان باقی بماند.البته پس از مدتی اگر بتوانید جملات سوئدی را با گرامر و تلفظ درست بیان کنید،مشکل برطرف خواهد شد ولی تا قبل از آن بیاد داشتن این نکته مهم است.


* یکی از مهمترین شاخصه های کشورهای حوزه اسکاندیناوی، نقش پر نفوذ و غیرمستقیم سیاست های دولت در ساختار فکری مردم و کنترل عادت های روزمره آنهاست.حتما اگر در سوئد زندگی می کنید و یا حتی برای مدت کوتاهی گذرتان به سوئد افتاده باشد توجه کرده اید که بسیاری از سوئدی ها از نظر تناسب اندام و میل به ورزش در وضعیت بسیار مطلوبی هستند.میزان افرادی که در سوئد به سلامتی و تناسب اندام خود اهمیت می دهند حتی از کانادایی ها نیز بیشتر است.اما وجود چنین تفکر و سیاست کارآمدی در جامعه امروز سوئد،مدیون سیاست گذاری بلندمدت سوئدی ها در این زمینه است.از همه مهمتر جا انداختن و نهادینه کردن،دیده شدن و ایجاد انگیزه کردن برای شکل گیری و تداوم این فرهنگ در مردم و عادتهای روزانه آنهاست.
از زمان کودکی فعالیت های ورزشی در قالب امکانات جانبی تفریحی و عموما بصورت بسیار ارزان و حتی در برخی اوقات بصورت رایگان در اختیار شما قرار می گیرد.در زمان دانشجویی از سوی خود دانشگاههای سوئد به شما پیشنهادات مختلف و متنوعی بصورت ارائه بلیت و یا کارت عضویت ارزان قیمت برای شرکت در فعالیت های ورزشی و حضور در Gym ها و باشگاههای ورزشی ارائه می شود.در زمان کار نیز از سوی کارفرمای شما امکانات مشابهی برای حضور و عضویت در فعالیت های ورزشی به شما ارائه می شود و تقریبا هر شرکت یا سازمانی با یک باشگاه فرهنگی-ورزشی در ارتباط است.در سطح خیابانهای شهر،پیست مخصوص برای دویدن و دوچرخه سواری و فضاهای سبز زیادی برای ورزش دسته جمعی و آزاد وجود دارد.در زمستان هم پیستهای مخصوص اسکی روی یخ در فضای داخلی شهر قابل دسترسی برای همه است و... اما تمامی این امکانات و در واقع ایجاد انگیزه ها برای مردم قبل از آنکه اساسا از سوی نهادها به شما پیشنهاد و ارائه شود،از پیش از سوی دولت سوئد به این نهادها در قالب بودجه های فرهنگی-ورزشی ارائه شده است و آنها هم این امکانات را بالطبع در اختیار مردم قرار می دهند.

اگر توجه کرده باشید بسیاری از کشورهای پیشرفته دنیا در اروپا و آمریکا از امکانات تقریبا برابر و یکسانی از نظر کمی و کیفی همانند سوئد برخوردار هستند ولی در این کشورها آنقدر که در سوئد مردم عادت به ورزش و حفظ تناسب اندام خود دارند،مردم آن کشورها از انگیزه لازم برخوردار نیستند.پس در واقع،نکته ای که در اینجا وجود دارد این است که فرهنگ سازی و یا ایجاد تغییر و دگرگونی در عادتهای روزانه مردم پیش از آنکه به سرمایه گذاری هنگفتی در این زمینه نیاز داشته باشد،به انتخاب یک روش هوشمندانه برای توسعه و فراگیرشدن آن بیشتر نیاز دارد.

* یکی دیگر از تلاشهای دولت سوئد برای کنترل نامحسوس و غیرمستقیم عادت های روزانه مردم، تعریف و اعمال مالیات برای کالاهای مضر و زیان آور برای سلامتی افراد است.اختصاص مالیات بسیار زیاد برای مشروبات الکلی و سیگاریکی از این نمونه هاست.همچنین اختصاص تعرفه ها و مالیات بسیار زیاد برای کالاها و خدمات خارجی وارداتی خصوصا زمانی که نمونه مشابه سوئدی آن در بازار موجود است در سوئد بسیار قابل توجه است.یک ساندویچ مک دونالد در کانادا ممکن است 4 دلار بیشتر هزینه نداشته نباشد در حالیکه شما همین ساندویچ را باید در سوئد به بهای حدود 10 دلار بخرید.البته هزینه ها و دستمزد کارکنانی که در مک دونالد سوئد کار می کنند به نسبت همکاران مشابه کانادایی آنها بالاتر است ولی در واقع 6 دلار اضافه به جیب آنها نمی رود.این شش دلار مستقیما صرف مالیات و کنترل عادت های حتی خوراکی مردم می شود.این سیاست گذاری را می توان با نمونه متضاد آن یعنی سیاست گذاری آمریکایی ها برای تشویق مردم به خوردن زیاد غذاهای فست فود و حاضری و مصرف گرایی مقایسه کرد.

* شما می توانید در سوئد سوار بر هر خودرویی که دوست دارید بشوید و هر خودرویی که توانایی خرید آن را دارید برانید اما جای پای سیاست گذاری های دولتی سوئدی ها در این عرصه به آسانی قابل شناسایی است.در سوئد شما بطور متوسط برای وارد کردن یک خودروی خارجی به داخل سوئد حداقل 35 درصد ارزش آن خودرو باید مالیات به دولت بپردازید.پس از آن هزینه بیمه خودروی شما به آن اضافه می شود.هزینه بیمه خودروهای خارجی بسیار گرانتر از هزینه بیمه خودروهای سوئدی است.همچنین مالیات و بیمه ای که برای خودروهای اسپورت و یا دودر و یا کروکی می پردازید آنقدر گرانتر از سایر خودروهای معمول در بازار است که معمولا کمتر سوئدی را مشاهده می کنید که برای مدت طولانی از اینگونه خودروها استفاده کند.شاید بتوان به جرات گفت که بیشتر خودروهای بسیار لوکس خارجی یا توسط قشر سوئدی های بسیار ثروتمند خریداری می شود و یا توسط خارجی هایی که تمایل به استفاده از خودروهای غیرمعمول و استثنایی دارند.مابقی مردم که بخش بسیار زیادی از جمعیت سوئد را تشکیل می دهند عموما از خودروهای ساخت وطن (ولوو و ساب) استفاده می کنند چون هم خودروهای خوبی هستند،هم بنوعی حمایت از صنعت داخلی است و هم اینکه این خودروها به نسبت قیمت و امکانات آن هزینه مالیات و بیمه ارزانتر و منطقی تری از دیگر خودروهای موجود در بازار دارند.

تمامی این نمونه ها تنها بخش کوچکی از فرهنگ نهادینه شده و تمایل سوئدی ها به یک شکل بودن و بقول خود سوئدی ها" لاگوم" بودن است.فرهنگ پذیرفته شده ای که بذر اصلی آن سیاست گذاری های مالیاتی دولت سوئد برای پرهیز از شکل گیری هرگونه تبعیض اجتماعی،سرمایه پروری و شکل گیری نظام سرمایه داری و خود برتربینی در تفکر توده ی مردم است.

* شاید تابحال حتما دقت کرده اید که روزنامه ها و رسانه های دسته جمعی سوئدی در بیان هویت و در واقع ملیت افراد بزهکار یا جنایتکار از یک سیاست گذاری دولتی و سیاسی مشترکی پیروی می کنند.در هیچکدام از خبرها شما نمی توانید مستقیما متوجه شوید که ملیت اصلی فرد جنایتکار یا بزهکار چه بوده است! این موضوع بیشتر به این خاطر است که دولت از مردم می خواهد که جامعه چندملیتی و چند فرهنگی را بپذیرند تا بدین شکل انجام عمل جرم و جنایت بیشتر از خود فرد متخلف و مجرم و ملیت وی نکوهیده و ملامت شود.شاید در صورتی که ملیت فرد مجرم یا بزهکار آشکار شود،آنگاه توجه عموم مردم به سمت جبهه ای خاص معطوف می شود و در نتیجه مردم از دولت می خواهند که روند مهاجرت این عده از ملیتها را متوقف کند و یا آنها را به کشور اصلی شان اخراج کند.این موضوع در حال حاضر بحث بسیار داغ و قابل توجهی در سطح رسانه های سوئدی است.توده مردم خواهان جدی تر شدن تصمیمات دولت برای اخراج بی درنگ افراد متخلف با ملیت های خارجی به کشورهایشان است در حالیکه دولت سوئد بر تصمیم خود برای کماکان حفظ نمودن حرمت انسانی افراد متخلف و احترام به حقوق قانونی آنها پافشاری می کند.بر اساس یک نظرسنجی جدید،بیشتر مردم عادی سوئد زمانی که خبر تجاوز و یا جرم و جنایت را در کشورشان می شنوند،با توجه به عدم ارائه اطلاعات از سوی رسانه ها و روزنامه ها اولین تصورشان این است که وی فردی مهاجر و خارجی بوده است! اما در واقعیت درست است که آمار جرم و جنایت توسط خارجی ها از خود سوئدی ها در سوئد بیشتر است(خصوصا آمار تجاوز به عنف) ولی این بمعنای این هم نیست که باید بجای جرم و جنایت و فرهنگ سازی برای کاهش روند آن انگشت اتهام را به سوی یک قشر از ملیت هایی اشاره نمود که در بین آنها انسانهای شریف و محترم هم وجود دارد.پس راهکار چیست؟

شاید در پاسخ تنها این را می توان گفت که در حال حاضر و با توجه به آمار قابل توجه جرم و جنایت و از آن سو پتانسیل بسیار بالای مردم برای نشانه گیری خارجی ها و بروز مشکلات تبعیض آمیز نژادی،بهترین راهکار در دست خود دولت سوئد است.دولت سوئد می تواند با حفظ سیاست کنونی خود به معطوف نمودن توجه مردم به نکوهیده بودن و ملامت کردن خود عمل مجرمانه بجای فرد مجرم بکوشد.کاری که باید به موازات آن سیاست های دیگری نیز مثل کمک به مهاجرت  بیشتر افراد متخصص و تحصیلکرده به سوئد(همانند سیاست مهاجرتی کانادایی ها) و ایجاد زمینه های لازم برای افزایش آمار اشتغال در کشور اجرایی شود.

همچنین فرهنگ سازی برای مجرمین و بزهکاران خارجی مقوله ای است که نباید از آن غافل شد.این افراد مجرم و بزهکار بنوعی قربانی تفکرات نادرست و گاه متعصبانه و جاهلانه فرهنگ خودی هستند.بیشتر افراد متجاوز به عنفی که در سوئد دستگیر می شوند،دختران سوئدی را از دیدگاه خود "هرزه" و "فاسد" می پندارند! از دیدگاه آنها،اساسا تجاوز به اینگونه افراد "جرم" و "گناه" تلقی نمی شود! دنیای امروزی با چنین فاجعه ی فکری روبروست که در آن انسانیت قربانی تفکرات دینی و مذهبی و یا تفکراتی است که از کودکی به نادرستی و به اشتباه در اذهان آنها حکاکی شده است.مبارزه فرهنگی با چنین تفکرات خطرناکی که گاه و بیگاه بصورت حملات انتحاری و یا انجام اعمال تروریستی و یا جرم و بزهکاری در دنیای پیرامون ما اتفاق می افتد مهمترین و اصلی ترین قدمی است که جامعه در قبال فرد یا افراد متخلف و بیمار باید بردارد.در غیراینصورت و در صورت تنها مبارزه قانونی و یا مالی با چنین ناهنجاری های اجتماعی،هر جامعه ای و از جمله جوامع اروپایی تنها با پاک کردن صورت مساله به بحرانی شدن شرایط روز بروز بیشتر نزدیک خواهند شد.شاید تنها آنچه مردم آگاه سوئد و اروپا امروزه از دولت خود بایستی طلب کنند این است که بجای پنهان کاری و ترس از واکنش مردم،حرکتی در این مسیر انجام دهد تا مردم هم به تدریج با تغییر نگرش خود نسبت به جامعه چندفرهنگی و نقش آنها در اصلاح شرایط موجود با دولت خود همراه شوند.

* همه ی ما بعنوان یک فرد یا شهروند و برای هر مدتی که در سوئد زندگی می کنیم می توانیم نقشی هرچند کوچک در جامعه محل زندگی خود داشته باشیم و به این ترتیب به دیگران نیز بطور غیرمستقیم نشان دهیم که افرادی با اندیشه محرک مثبت برای دیگران هستیم.بطور مثال،تصور کنید که در صف فروشگاه مواد غذایی در یکی از شهرهای سوئد ایستاده اید و در حال گذاشتن مواد غذایی خریداری شده خود بر روی تسمه نقاله خروجی فروشگاه و پرداخت پول هستید.اگر خوب دقت کنید گاها مشاهده می کنید که برخی سوئدی ها بنوعی محصول خریداری شده خود را بر روی تسمه نقاله می گذارند که بارکدی که قرار است فردی که در پشت کانتر یا میز آن را بوسیله دستگاه بارکدخوان خود بخواند،درست مقابل وی قرار بگیرد تا بدین ترتیب افرادی که پس از وی در صف هستند بتوانند سریعتر به کار خود برسند.شاید این نکته خیلی مهم بنظر نرسد ولی از دیدگاه مسئولیت شناسی فرد در برابر جامعه خود بسیار قابل توجه است.مشاهده می کنید که این احساس مسئولیت شناسی فردی همیشه از سوی دولتها اجبار نمی شود بلکه این حرکتها از سوی افراد و اعضای آن جامعه آغاز می شود و به این ترتیب برای همگان نهادینه می شود.
نمونه دیگری که حتما اگر در سوئد زندگی کرده باشید آن را بارها تجربه کرده اید،پارک نکردن دوچرخه یا خودرو در مکانی است که نزدیکترین و بهترین دسترسی به محل کار شما را دارد.با این کار،فرصت برای فردی که بیشترین عجله در رسیدن به محل کار خود را دارد مهیا می شود.تمامی این حرکتهای فردی در نوع خود سازنده فرهنگی است که جامعه در درازمدت بر آن استوار است.


تهیه،تنظیم و نگارش: علی مهدی پور


*درصورتی که قصد لینک این صفحه را دارید،از نوار تولبار بالای صفحه به کل مطلب لینک کنید.لطفا مطالب را بدون ذکر منبع در جایی کپی نکنید.هرکدام از ما با رعایت حقوق نویسنده می توانیم به غنای فرهنگ کپی رایت در ایران کمک کنیم.

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد

تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به زیر آسمان سوئد می باشد